شهر پرث استرالیا

شهر پرث استرالیا

 

 

خوب بهتر مثل ادم بشینم راحت فارسی بنویسم.

امروز رفتم برای رشته IT ثبت نام کردم. احساس خوبی دارم به قول الاله یکی از دوستم انگار از بلاتکلیفی در امدم. اول برای رشته نفت و گاز ثبت نام کردم ولی علی میگه رشته جالبی نیست. بعد با یکی از دوستام که حرف زدم دیدم IT بهتره اینده شغلی بهتری داره اگه بعدنها نی نی دار بشیم می تونم پارت تایم کار کنم یا از تو خونه کار کنم.دیگه حالا ببینم چی میشه.

هوایه اینجا انقدر سرد شده که صبح ها وقتی می رسم کلاس صورتم از شدت سرما سرخ شده.

راستی اون پیر زنه دوباره امد در خونمون این دفعه دیگه اومد تو، یه کتا ب کو چیک در اورد به اسم " انجیل واقعا چه چیزی یاد می دهد؟!!!. " چیزی که خیلی جالبه روش کارشون هست شاید قبلاهم گفتم از اول هیچ حرفی در مورد مسیح نمی زنن این خانم این کتاب رو اورد باز کرد و ازم خواست بخونم براش و هی سعی می کرد تلفظ درست کلمات رو بهم یاد بده یا هی می پرسید معنی این کلمه رو می دونی اگه چیزی رو اشتباه می گفتم یا معنیش رو نمی دونستم برام می گفت، مثل کسی که داره اموزش زبان می ده.(من فکر می کنم این کار اصلا درست نیست. ).برای همین این دفعه که بیاد ازش می خوام که دیگه نیاد  پاش رو داره فراتر از حدی که من انتظار داشتم می ذاره .

مامان هم قراره بیاد منتظر ویزا هستیم. کاش تا قیل از ماه رمضان بیاد.

علی اومد من برم. چه پست پر باری بود.  

  
نویسنده : perthcity ; ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ امرداد ۱۳۸۸
تگ ها : متفرقه