شهر پرث استرالیا

شهر پرث استرالیا

8

امروز قبل از هر کاری اومدم سر کامپیوتر.از روز دوشنبه کلاسم عوض شده رفتم تو یه کلاس جدید با شاگردهای جدید. کلاسم صبح هاست از ساعت٨:٣٠ تا ١٢:٣٠ .هر روز صبح تو راه که دارم می رم البوم تازه احسان خواجه امیری رو گوش می کنم صداش واقعا قشنگه.یاد دوران دبیرستانم افتادم صبح ها زود پا می شدم و تنها می رفتم مدرسه.

   تو کلاس مون غیر از من ٣ دختر ایران و یک اقا ایرانی هم هست اقا اهله اصفهان ، لهجش هم از اون لهجه های قشنگ اصفهانیه .

دیروز یه گرد همایی داشتیم برای volunteer tutor یعنی به دانشجوهای کلاسهای پایین تر  تو درسهاشون زیر نظر معلمشون به طور رایگان کمک می کنیم .خیلی خوبه، معلم بودن و اموزش دادن رو دوست دارم.

دیروز بعد از کلاس رفتم و از جاهایی که تو مسیرم بود عکس گرفتم تا بذارم اینجا .خیلی سخت بود.وقتی رسیدم خونه نا نداشتم .ناهار که خوردم مثل بچه دبستانیا مشقام و نوشتم. بعد هم شام درست کردم .وقتی علی امد دادم مشق هام و برام چک کرد ، اون هم خیلی قشنگ برام توضیح می داد این اشتباه به این دلیل و اون دلیل باید این طوری باشه.

امروز هم باز meeting داشتیم با اون یکی کلاس برای  morning tea   قرار بود هر کسی یه چیزی بیاره و دورهم ، هم بخوریم هم حرف بزنیم.دیشب شیرینی درست کردم که ببرم ولی خیلی بد شد ریختمشون تویه سطل به جاش چیپس  بردم.

راستی تیف مدارکتون رو به صورت رایگان ترجمه می کنه. گفتم اگه کسی نمی دونه بدونه. ولی هر دفعه یه دونه مدرک بیشتر قبول نمکنه.مدارکتون رو یه دونه یه دونه ببرید.

  
نویسنده : perthcity ; ساعت ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳۸۸
تگ ها : روزانه