شهر پرث استرالیا

شهر پرث استرالیا

اولین روزانه

دیروز هوا گرم بود خیلی گرم انقدر که حس نشستن پشت کام رو هم  نداشتم .

تا ساعت ١٢ خوابیده بودم بعد پا شدم دوتا تخم مرغ نیمرو کردم هم به جایه صبحانه هم ناهار خوردم و در همین حین هم فیلم کانال ٧ رو دیدم، از این فیلمهای که  تو زمان گذشتس، بد نبود، تا ساعت ٢ . بعد اومدم یکم پا کام یه چرخی تو سایتها زدم قالب وبمم عوض کردم چندتا قالب خوشگل پیدا کردم اما این پرشین کوفتی قبول نکرد.

بعدش مامانم زنگ زد هنوز گوشیو نذاشته بابام زنگ زد. امروز هم تولد احسانه. نشد دیشب بهش زنگ بزنم از بس رو هم رو هم الو شلیل هلو خورده بودم حالم بد بود سر درد داشتم با حالت تهوع امشب باید بهش زنگ بزنم.

بعد از تلفن بابا هم شام ته چین درست کردم برای اولین بار، بد نشد.

ساعت ٧ هم علی اومد شام خوردیم. اون تلوزیون نگاه می کرد من هم یکی از کتابهای رو که از ایران خریده بودم رو می خوندم (بادبادک باز) .کتاب قشنگیه از وقتی این کتاب رو خوندم احساسم به افغانی ها عوض شده بیچاره ها اونام خیلی سختی کشیدن.

اینجا هم افغانی زیاده و واقعا بعضی هاشون ادمهای خیلی مهربون و نجیبی هستند البته بعضی هاشون.

  
نویسنده : perthcity ; ساعت ٦:٢٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸٧
تگ ها : روزانه