شهر پرث استرالیا

شهر پرث استرالیا

کنسرت ستار

جمعه هفته پیش کنسرت ستار بود خیلی خوب بود و خوش گذشت ولی خیلی حال کنسرتهای دیگه رو نداشت سالنش جایه رقص نداشت و ستار هم انگار دنبالش گذاشته بودن تند تند و پشت سره هم اهنگ می خوند اصلا از ما نخواست باهاش بخونیم ناراحت.

ولی دیدن ستار از نزدیک به همه اینها می ارزید. واقعا مرد نازنینیه، خیلی فهمیدست واقعا میشه اینا رو از رفتار و طرز برخوردش فهمید.

وسط یکی از اهنگ هاش گفت یه بار یه بچه ای یه عروسک میمون دستش بوده یه مجری تلوزیون ازش می پرسه این چیه دست می گه عروسکمه می گه خوب اسمش چیه، بچه هه می گه بابام بهش می گه ... ن ژ اد. خیلی باحال بود کلی خندیدم .

اهنگ اخریش هم شهر بانو بود وای که چقدر قشنگ خوند مو به تن ادم راست میشد.

خودش گفت به کلمه شهبانو کار نداشته باشید به  محتوایه اهنگ دقت کنید. منم همین و می گم.  چقدر معنی این شعر قشنگه. 

بهمون هم گفت خوب شما رو پرت کردن این گوشه دنیا ها.

راستی روز مادر مبارک

اینم چندتا عکس :

 

 

 

 

ادامه مطلب   
نویسنده : perthcity ; ساعت ۳:۳٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ خرداد ۱۳۸۸
تگ ها : کنسرتها

سوپرایز

سه شنبه وقتی علی امد خونه یه جوری بود، یه جور خوب ، تا من و می دید می خندید ، فهمیدم یه خبریه هر چی بهش گفتم چی شده می گفت: هیچی ، چیزی نشده . بعد از یه چند بار پرسیدن دیدم هیچی نمی گه منم دیگه نپرسیدم رفتم تو اشپزخونه ظرفها رو بشورم ظرفها داشت تمام می شد دیدم ظرف غذاش رو نیورد (حرصم می گیره وقتی  تازه تمام ظرفها رو شستستی سینک خالیه دوباره ظرف بذاری توش ) خودم رفتم سره کیفش که ظرفش رو بردارم چشمم افتاد به یه بسته بندیه سفید با ارم اپل این شکلی شدمتعجب. ,ولی همون لحظه هم از خودم حرصم گرفت که سوپرایزش رو خراب کردم .

من عاشق سوپرایز کردن و سوپرایز شدنم حتی با چیزهای کوچیک . و این بهترین سوپرایزی بود که می تونستم داشته باشم اخه اصلا انتظارش رو نداشتم (همیشه یا تولد یا سالگرده ازدواجه و ادم می دونه که بالا خره یه خبری هست) که خودم یه کوچولو خرابش کردم . ولی با این حال خیلی خوب بود. بسته بندیش و از همه مهمتر این که داده بود پشتش متن حک کرده بودن  همه چیزش عالی بود یه سوپرایز عالی.

بیچاره کلی برای این سوپرایز زحمت کشید بود ، دوشنبه بسته رسیده بوده در خونه و علی قبل از اینکه من برسم ، اومده خونه  تا بسته رو بگیره ولی پست چون کسی خونه نبوده یادداشت گذاشته بوده که زنگ بزنید کی هستید  ، علی هم برای اینکه دوباره بسته نیاد دره خونه بهشون میگه من خودم میام میگیرم و سه شنبه صبح زود کلی راه رفته بود تا دفتر TNT  و خودش بسته رو گرفته بود .

کادوم یه IPOD بود .

 

 

حالا نگید چه ندید به دیدها، بیشتر اون جنبه معنویش برام مهم بود که اینجا نوشتم . در واقع برای تشکر کردن.

ادامه مطلب   
نویسنده : perthcity ; ساعت ۸:۳٧ ‎ق.ظ روز جمعه ۱ خرداد ۱۳۸۸
تگ ها : روزانه