شهر پرث استرالیا

شهر پرث استرالیا

شهر پرث

امروز یه سری عکس از شهر می ذارم .اینجا  قسمتی از شهر هست که به خاطر فروشگاهای و رستورانهاش خیلی پر رونق و جنب و جوشه .

ادامه مطلب   
نویسنده : perthcity ; ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٥ اردیبهشت ۱۳۸۸
تگ ها : پرث

خدایا من و از دست این پیرزنه نجات بده

یه خانم خیلی مسن هست که تقریبا هر دوهفته میاد درخونه ما و یه سری بروشور در مورد حضرت مسیح و انجیل و این که  خدا کیه و اینا میده بهمون در کنارش هم یه سری بروشور دیگه میده در مورد اینکه، زمین رو حفظ کنیم ، کودکان و خطر اینترنت و از این چیزا که مبدا ما فکر کنیم برا ی مسیحیت تبلیغ می کنه.نزدیک بیست بار اومده و من در رو روش وا نکردم پرده ها رو  کشیدم انگار کسی خونه نیست ولی از رو نرفت که، انقدر اومد و در زد که من و از رو برد. امروز دوباره اموده بود در خونه و بعد از کلی حرف زدن گفت هفته دیگه دوشنبه عصر می خوام نمی دونم چی چیرو نشونت بدم من مثل احمق ها گفتم باشه حالا اصلا نمی دونم چی کار می خواد بکنه.گفتم بهتره دوباره در روش باز نکنم.واقعا نمی دونم با این پیرزنه چی کار کنم نمی دونم از کجا می دونه که ما مسیحی نیستیم و لجم از این میگیره که فقط در خونه ما میاد بارها و بارها دیدمش که با یه ماشین میاد پیاده میشه میاد درخونه ما و بعد دوباره سوار میشه میره، در خونه هیچ کس دیگه هم نمیره  .

جمعه هفته پیش تمرین برای مواقع اتش سوزی  داشتیم. ساعت 10:15 الارم ساختمون شروع کرد به بوق زدن اول یواش و بعد کم کم صداش زیاد تر شد.همه تا این صدا رو میشنوند باید از طریق پله ها از ساختمان خارج بشن و برن کلی اون ورتر از ساختمان.همه دانشجو ها و کارکنان تیف از ساختمان خارج شدن یه علمه دانشجو یه هو از ساختمان اومدن بیرن. خیلی با حال بود . .یه سری از کارکنان هم کلاه قرمز سرشون گذاشته بودن و دانشجو ها راهمایی می کردن و خیلی جدی از دانشجوهایی که وسط راه نشسته بودن می خواستن که دور تر بشن.

حالا تو مدرسه ما وقتی این زنگ زده می شد مدیر و دبیرهای که اون ساعت درس نداشتن تو دفتر نشسته بودن و ناظم فقط به بچه می گفت برید بیرون وقتیم که پیش دانشگاهی بودیم اصلا از کلاس خارج نمی شدیم مبادا وقت رو برای یه  نکته کنکوری از دست بدیم. 

به هر حال این جوری بود جمعه هفته پیش می خواستم زودتر بذارم این مطلب رو اما وقت نشد.یه چند تا عکس هم از اون روز گرفتم می ذارم.الان که دارم اینا رو می نویسم دلم همین جور شور می زنه چون قراره درمورد  چیزی که از نظر من شگفت انگیز ترینه تو دنیا بنویسم و با اینکه ساعت 4:30 احساس می کنم وقت نمیشه تمامش کنم.شام هم باید درست کنم، ظرف ها رو هم بشورم، فردا هم از طرف اژانس میان بازدید خونه باید خونه رو مرتب کنم.هیپنوتیزم

ادامه مطلب   
نویسنده : perthcity ; ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳۸۸
تگ ها : روزانه

مسیر روزانه من

مثل این که قرار بود سایت من کوچه پس کوچه ها ی اینجا رو نشون بده!!!!

در همین راستا می خوام از جاهایی که می رم تا جایی که میشه عکس بذارم .اول از مسیر رفت و امد هر روزه خودم شروع می کنم.

ادامه مطلب   
نویسنده : perthcity ; ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳۸۸
تگ ها : پرث

8

امروز قبل از هر کاری اومدم سر کامپیوتر.از روز دوشنبه کلاسم عوض شده رفتم تو یه کلاس جدید با شاگردهای جدید. کلاسم صبح هاست از ساعت٨:٣٠ تا ١٢:٣٠ .هر روز صبح تو راه که دارم می رم البوم تازه احسان خواجه امیری رو گوش می کنم صداش واقعا قشنگه.یاد دوران دبیرستانم افتادم صبح ها زود پا می شدم و تنها می رفتم مدرسه.

   تو کلاس مون غیر از من ٣ دختر ایران و یک اقا ایرانی هم هست اقا اهله اصفهان ، لهجش هم از اون لهجه های قشنگ اصفهانیه .

دیروز یه گرد همایی داشتیم برای volunteer tutor یعنی به دانشجوهای کلاسهای پایین تر  تو درسهاشون زیر نظر معلمشون به طور رایگان کمک می کنیم .خیلی خوبه، معلم بودن و اموزش دادن رو دوست دارم.

دیروز بعد از کلاس رفتم و از جاهایی که تو مسیرم بود عکس گرفتم تا بذارم اینجا .خیلی سخت بود.وقتی رسیدم خونه نا نداشتم .ناهار که خوردم مثل بچه دبستانیا مشقام و نوشتم. بعد هم شام درست کردم .وقتی علی امد دادم مشق هام و برام چک کرد ، اون هم خیلی قشنگ برام توضیح می داد این اشتباه به این دلیل و اون دلیل باید این طوری باشه.

امروز هم باز meeting داشتیم با اون یکی کلاس برای  morning tea   قرار بود هر کسی یه چیزی بیاره و دورهم ، هم بخوریم هم حرف بزنیم.دیشب شیرینی درست کردم که ببرم ولی خیلی بد شد ریختمشون تویه سطل به جاش چیپس  بردم.

راستی تیف مدارکتون رو به صورت رایگان ترجمه می کنه. گفتم اگه کسی نمی دونه بدونه. ولی هر دفعه یه دونه مدرک بیشتر قبول نمکنه.مدارکتون رو یه دونه یه دونه ببرید.

  
نویسنده : perthcity ; ساعت ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳۸۸
تگ ها : روزانه

مناطق خوب برای اجاره خونه

اینجا بیشتر مناطق خوب هستند برای زندگی . برای اجاره یا خرید خونه بهتر اول در نظر داشته باشید که به محل کار یا درستون نزدیک باشه وگرنه خیلی رفت و امد مشکل میشه.

معمولا هر چه suburb ها به شهر نزدیک تر باشن قیمت خونه بالا تر می ره هم برای خرید هم برای اجاره. suburbهایی مثل como , souyh perth ,subiaco  از این دسته هستند و از suburb هایه خوبن.

از suburb های که بهتون پیش نهاد می کنم  طرفشون نریید : ,,East victria park

 ST.james , canington ,bentley و کلا suburb هایی که بومی ها یا، کلاب ها توش زیاد هستند . من فکر می کنم بومی ها از کلابها خطرناک ترند.

من خودم از وقتی اینجا اومدم فقط تو como بودم و جای دیگه رو تجربش رو ندارم فقط از رو یه اون چه که شنیدم و بعضا دیدم می تونم بگم جاهایی که نزدیک شهر یا ساحل هستند می تونند خوب باشن چون معمولا افرادی تو این مناطق زندگی می کنند که از نظر فرهنگی بالا هستند و هم از نظر ظاهری و هم از نظر ارامش و امنیت، مناطق خوبی هستند .

از نظر من این مناطق خوب هستند: (به ترتیب اهمیت از چپ به راست)

subiaco, applecross,south perth,como,shenton park,

applecross-mosman park-attadale-nedlands که شما گفتید هم از suburb های خیلی خوب هستند. کلا منطقه غربه نزدیک به شهر خوبه . اینم بگم  که قیمت تو این مناطق یکم بالاست .منظورم اینه که مثلا شما با هفته ٣٠٠ $  می تونید تو como  یه خونه دو خوابه اجاره کنید ولی با همین قیمت تو suburb های دیگه می تونید یه خونه حداقل 3 خوابه تمیز و در حد نو اجاره کنید. یا اگه تو suburb های   دور برید حتی می تونید خونه با استخر و جکوزی پیدا کنید.

این  لینکا رو هم بد نیست نگاه کنید.

http://britishexpats.com/forum/showthread.php?t=524952 

http://answers.yahoo.com/question/index?qid=20081031011606AA1wxeH

برای چک کردن قیمت خونه ها هم می تونید از اینجا استفاده کنید.

http://www.realestate.com.au/cgi-bin/rsearch?s=wa&t=ren&snf=rbs&a=sf 

 این دوتا لینک رو هم علی زحمتش رو کشیده مناطق رو  از نظر  دزدی و  assaults  رده بندی کرده.

 دزدی

assaults

  
نویسنده : perthcity ; ساعت ٢:۱۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۸
تگ ها : متفرقه