شهر پرث استرالیا

شهر پرث استرالیا

 

  
نویسنده : perthcity ; ساعت ٧:٤٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۱ آذر ۱۳۸٧
تگ ها :

کنسرت ابی

گریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریه

فردا 12 دسامبر 2008 ابی در پرث کنسرت داره.

یه خورده دیره . اما اگه کسی اطلاعات می  خواد بره اینجا http://www.jaameiran.com/.

گریهگریهگریهگریه من خیلی دلم می خواست برم گریهگریهگریهگریهگریه.

  
نویسنده : perthcity ; ساعت ٧:۳٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۱ آذر ۱۳۸٧
تگ ها : کنسرتها

بعضی مطالب مفید

 اقای طالبی

نمی دونم با ویزایه اقامت میایید اینجا یا با ویزایه دانشجویی .

باز هم نمی دونم این دو تا فایل و که در زیر میزارم بهشون بر خورد کردید یا نه .

این دوتا فایل رو می ذارم شاید اطلاعاتی که ممکنه مورد نیازتون باشه رو بهتون بده .

این رو  یه اقای که اینجا درس می خونه تهیه کرده و بدرد کسایی می خوره که میان برای تحصیل.

می خواین بیان پرث درس بخونید ، پس اول این و بخونید

این هم برای کسایی که میان برای زندگی و خود دولت استرالیا تهیه کرده.

آغاز یک زندگی در استرالیا

  
نویسنده : perthcity ; ساعت ٤:۱۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٤ آذر ۱۳۸٧
تگ ها : متفرقه

ایضا جوابیه

مرجان خانم گل سلام

من نوشتم دو ، سه ماه اما واقعیتش اینکه اگه کسی ازم بپرسه چقدر طول کشید تا عادت کردی می گم یکسال.

اون چند ماه از نظر من ماله کسایی که به طریقی سریع وارد جامعه میشن مثل کار.

من وقتی اومدم می تونم بگم یکماهی از خونه بیرون نرفتم  و واقعا حالم بد بود طوری که وقتی علی قرار شد بره دانشکده از شدت استرس معده ، کمر درد گرفتم و هیچ کاری نمی تونستم بکنم وعلی مجبور شد ۴ روز خونه بمونه.

تا اینکه کم کم شروع کردم به بیرون رفتن مسیر اتوبوس ها رو علی یادم دادم هر روز بدون استثنا می رفتم یه انگیزه دیگم هم که بعد پیدا کردم خرید وسایل مورد نیازمون بود.(همون کاروسل که قبلا گفتم).

ادم اگه بتونه دوست پیدا کنه خیلی خوبه ، من خیلی دوست نداشتم با ایرانیها رفت وامد کنم .به جاش کلاس ورزش ثبت نام کردم(fitness first سیدنی هم شعبه داره) خیلی خوب بود اونجا ادم هم با مردم در تماسه هم خیلی به خاطر زبان اذیت نمیشه (اخه زبانم اون اوایل خیلی خوب نبود).بعد هم کلاس های زبان  Communicareرو رفتم کلاس هاس زبانی که توسط دولت برگذار میشه با هزینه کم (علاوه بر کلاس زبان کلاس اشپزی و کار دستی هم داره).در کل هر جای که بتونید با مردم در تماس باشید بریید خیلی کمک می کنه خیلی.

به نظرم تنها راه کنار اومدن با غربت اول پیدا کردن یه دوست خوبه ، و بعد هم اینکه ادم خودش رو مشغول کنه به هر صورتی.

نمی دونم شما سایت دارید یا نه ، داشتن سایت یکی از مزیتهاش دوست پیدا کردنه سر ادم رو هم خیلی گرم میکنه .این هم یه جور رابطه است و خیلی به رفع تنهایی کمک می کنه.

به هر حال چون اینجا رو هم  دوست داشتم زود با شرایط کنار اومدم البته این وسط علی خیلی خیلی کمکم کرد من خیلی غر می زدم و لی اون تحمل می کرد و بیشتر از خودم برام غصه می خورد.

به فکر فک و فامیل هم نباشید اینکه الان کی  خونه کی رفته ، عروسی فلانیه ،نوروزه و من اونجا نیستم. این باعث میشه هی غصه بخورید.سعی کنید اینجا برای خودتون دوست و فامیل درست کنید.

----------------------------------------------------------------------------------------

به خاطر این برای این دو دوست عزیز پست گذاشتم چون از شون ادرسی نداشتم. در ضمن حرفهام هم خیلی طولانی بود.

  
نویسنده : perthcity ; ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٤ آذر ۱۳۸٧
تگ ها : متفرقه

جوابیه

سلام اقای طالبی .

خیلی خوشحالم که ویزاتون اومده .تو این دوره میشه گفت موفقیت بزرگیه.

من خیلیا رو دیدم مثل شما که این چنین احساسی داشتند.این احساس از نظر من بیشتر به علت انتظار طولانی مدت دوره قبل از گرفتنه ویزاه.وقتی ادم ویزا رو می گیره میگه  خوب گرفتم حالا که چی.

ولی تامل نکید.پرث شهر بسیار زیبایی.از نظر من یک جایه ایده ال برای زندگیه.

شاید از نظر خیلی ها بخصوص کسایی که از امریکا یا کانادا میان جایه boring باشه. ولی ارامش و زیبای و پاکیزگیش خیلی ارزش منده.

مردم پرث ادم ها خوبی هستند ادمهای بدجنس هم داره اما اولا به اندازه ایران نیست دوما یه جورای ادم از بد جنسگیریشون خندش  می گیره.(میشه گفت دروغگوهای  خوبی نیستند)اینجا هم مثل هر جایی، ادم خوب و بد داره .در چند ماه اول ممکنه با چیزهای خوب و بد زیادی روبرو بشید ولی با چند تا اتفاق در مورد اینجا قضاوت نکنید.

تازه که اومده بودیم، نمی دونم چرا، ولی همش اینجا رو با ایران مقایسه می کردم و جالب اینکه در نظرم ایران خیلی بهتر می اومد حتی به علی می گفتم پیام بازرگانی های ایران هم از پیام بازرگانی اینجا قشنگ تره.

ولی اینها همش به خاطر فشار و استرس از جای ناشناختس. ادم اگه بخواد راحتتر باشه اصلانباید اینجا رو با ایران یا هر جای دیگه ای مقایسه کنه. به جاش بخودش بگه اینجا هم مزایایه خودش رو داره  باید اونها رو پیدا کنم.اگه بشه زود دوست استرالیایی پیدا کرد خیلی خوبه چون ادم زودتر با فرهنگشون اشنا می شه و احساس غریبگیه کمتری می کنه.

پیه دو ، سه ماه افسردگی و ناراحتی رو به تنتون بمالید.همه دچارش میشن اما اونی که انگیزش قوی تره کمتر متوجهش میشه.

اینها رو نمی گم که کسی رو که می خونه نگران کنم .میگم چون اگه ادم بدونه ،  وقتی یه چنین وضعیتهای براش پیش بیاد روحیه قوی تری خواهد داشت.

من که قبل از اومدنم مامانم مرتب تو گوشم می خوند اونجا که بری سختی داره ، دل تنگی داره و ... ولی تحمل کن.  هرکس سختی ها رو تحمل کنه به موفقیت و جایی که دلش می خواد رسیده.

دیگه نمی دونم چی بگم .

امید وارم موفق باشید.

  
نویسنده : perthcity ; ساعت ٦:۳۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٤ آذر ۱۳۸٧
تگ ها : متفرقه

تا اطلاع ثانوی

تا اطلاع ثانوی از برکت این پستهای پر بار محروم می شوید.

باشد که بعدیها پر بار تر باشند.

  
نویسنده : perthcity ; ساعت ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ آذر ۱۳۸٧
تگ ها : متفرقه

سگ

جلویه خونه ما یه پارک کوچیک و یه محوطه چمن، عصرها و معمولا ساعت ۵ همه سگهاشون رو میارن برای گردش اینجا و چون همه با هم میان سگها هم خوشبه حالشون میشه و با هم شروع می کنن به بازی کردن .

وقتی که سگهارو می برن برای گردش، طبیعی که تو راه سگه دستشویی می کنه قانون اینجا این که صاحب سگ باید مدفوع سگ رو از روی زمین جمع کنه و همین طور ولش نکه.تقریبا ٩٩% این کارو می کنن. پلاستیک های کوچیکی هم که معمولا نارنجی رنگ هستند کنار سطل اشغالها در پارکها وجود داره برای اینکه اگه کسی با خودش پلاستیک نداشت از اینا استفاده کنه و مدفوع رو جمع کنه اونم به این صورت که دستشون رو می کنند تو پلاستیک و با یه چرخ کوچولو مدفوع رو از رو زمین جمع می کنند. .روی همه سطل اشغال ها هم بزرگ زده شده که مدفوع رو داخل سطل نندازند.ولیییییییییی،     اکثرا این کار رو می کنند.

رعایت نکردن قانون  بی کلاسی، و نشونی بی شخصیتیه برای همین، همه سعی می کنند قانون رو رعایت کنند.ولی می بینیم که اینجا هم بعضی موقع ها از زیرش در می رن.

این هم یه فیلم کوچولو از پارک جلویه خونه ما .

 

کوچه ما ،پارک 

http://tinypic.com/player.php?v=15aplz&s=4 

http://tinypic.com/player.php?v=2yn2xli&s=4

  
نویسنده : perthcity ; ساعت ٦:٠۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۱ آذر ۱۳۸٧
تگ ها :